ابتدا فکر می کردم که پدربزرگ در پایان آن خواهد مرد، اما برعکس شد: او دختر بیچاره را لعنت کرد و یک سطل اسپرم را نیز در بیدمشک ریخت. البته تقریباً تمام کارهایی که دختر به تنهایی انجام می داد، اما پدربزرگ نیز در بالای آن قرار داشت: در آن سن، بسیاری از آنها اصلاً نمی توانند کار سختی را تحمل کنند. دختر به طرز شگفت انگیزی می مکد: بدون مشکل کل خروس را می بلعد، من خودم او را لعنت می کردم!
برای چنین لب های شادابی می توانید چیزهای زیادی بدهید! دور نرم و عمیق آنها از نظر لذت با ماهرانه ترین و مطمئناً مرطوب ترین بیدمشک قابل مقایسه است! تماشای چشمان سیاه نافذ سیاهپوست به ویژه رضایت بخش است، گویی از بالا شما را نوازش می کند در حالی که زبان او به طرز ماهرانه ای فالوس شما را در زیر مدیریت می کند. اما اگر فقط همین بود. الاغ متحرک او، سینه های کاملاً سایز و شکل او یک الهه است!
آنجیلیکا دوست دارم!